۱۲ نمونه از بهترین روش نمایش محصول در سایت های صنعتی دنیا

اگر به صفحات نمایش محصول در طراحی سایت شرکت‌های تولیدی مختلف نگاهی بیاندازید، با تنوع وسیعی مواجه می‌شوید. بعضی خیلی ساده و با نمایش یک عکس کالای خود را معرفی کرده‌‎اند و توضیح داده‌اند که چرا این محصول به درد شما می‌خورد. بعضی دیگر با افکت‌های دیداری، صفحات خلاقانه‌ای درست کرده‌اند که هر بخش جذابیت خاص خود را دارد.

بدون شک، در ساختن صفحه نمایش محصول به‌شکلی کاربرپسند، برخی موفق‌تر از سایرین بوده‌اند. در این مقاله ۱۲ نمونه از شرکت‌هایی که طی بررسی‌های ما محصولات‌شان را به شکل درست و قابل ستایشی ارائه کرده‌اند معرفی می‌کنیم.

ملاک ما برای انتخاب چه بوده؟

  • پیام کلی صفحه (messaging)
  • مزیت‌های رقابتی محصول (value propositions)

توضیح مختصر: مزیت‌های پیشنهادی یا value propositions، که از آن به مزیت‌های رقابتی محصول یاد کرده‌ایم، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا مشتری باید محصول ما را خریداری کند؟ این کالا در مقایسه با نمونه‌های دیگر موجود در بازار چه مزیت‌هایی دارد؟ هزینه کمتر/کیفیت بهتر/خدمات گسترده‌تر و …

  • مشوق‌های فروش (promotions)

این برندها در ارائه موارد بالا، تیپ‌های شخصیتی خریداران (buyer personas) را لحاظ کرده‌اند.

احتمالا شما هم با مشاهده صفحات نمونه تمایل پیدا می‌کنید که محصولات‌شان را بخرید!

  1. Bellroy

Bellroy کیف پول‌های باریک می‌فروشد. کیف‌هایی که از عموم آنچه تاکنون دیده‌اید فضای کمتری اشغال می‌کند و در جیب شما خوش‌فرم‌تر جا خوش می‌کند. مسلما این محصول فواید خود را دارد. اما چطور به مشتری بگوییم که مزیت استفاده از این کیف نسبت به گزینه‌های موجود در بازار چیست؟

برای پاسخ به این سوال، Bellroy طی سه مرحله مشتری را در سفری کوتاه همراهی می‌کند تا به وی بگوید که:

  • مشکل کیف‌های موجود چیست؟
  • این مشکل چگونه حل می‌شود.
  • ما برای حل این مشکل چه کرده‌ایم.

همچنین یک بخش تعاملی با کاربر طراحی شده. قسمتی که نشان می‌دهد کیف‌های باریک این شرکت نسبت به سایر کیف پول‌ها چگونه عمل می‌کنند. یک میله لعزنده طراحی شده که به چپ و راست می‌کشید. هرچه میله را به سمت راست هدایت کنید، کیف پول شرکت Bellroy و یک کیف پول عادی را می‌بینید که هردو پر از کارت‌های بانکی و پول می‌شوند. اینطور است که متوجه می‌شوید Bellroy چه مشکلی را حل کرده! در پایان از اینکه کیف پول Bellroy چقدر فضای کمتری اشغال می‌کند، شگفت‌زده خواهید شد!

مشاهده نمونه در سایت شرکت Bellroy

  1. Wistia

Wistia یک شرکت میزبانی و تحلیل فایل‌های ویدئویی است. شرکتی که برای مشتریانش میزان کارایی و اثرگذاری ویدئو را اندازی‌گیری می‌کند. می‌دانم سوال‌تان این است که چه چیزی صفحه معرفی محصول این شرکت را متفاوت از سایرین کرده که در این لیست قرار گرفته؟

اول از همه با پنج آیکون گرافیکی رنگی، مزیت‌های محصول خود را معرفی کرده. دست روی مواردی گذاشته که اکثر کاربران دوست دارند آن‌ها را ببینند.

اما اگر اندکی صفحه را اسکرول کنید، یک ویدئو برای شما پخش می‌شود که قابلیت‌های این ابزار آنلاین را به شما نمایش می‌دهد. اینکه چگونه می‌توانید روی یک فیلم بنویسید، دکمه‌های مشوق کاربر (Call To Action) طراحی کنید. مشاهده فیلم را منوط به درج ایمیل در خبرنامه نمایید و …

یکی از بهترین راه‌های توضیح توانمندی‌های یک پلتفرم، نمایش بصری قابلیت‌های آن است. در این نمونه کاربران امکانات Wistia را می‌بینند و متوجه می‌شوند که به چه راحتی می‌توانند از آنهمه مزیت بهره ببرند.

مشاهده نمونه در سایت شرکت Wistia

  1. Square

Square یک شرکت فراهم‌کننده تراکنش مالی بر بستر موبایل است. طوری که فروشندگان می‌توانند وجه کالا را از هرکجا و در هر زمان که بخواهند از مشتریان دریافت کنند. این کار صرفا با یک گوشی تلفن هوشمند انجام می‌شود!

بزرگترین چالش بازاریابی این محصول این بود که چطور نشان دهند که Square راهکار آسان‌تری است نسبت به سایر روش‌های پرداخت. اینجا بود که صفحه معرفی محصول این شرکت دلایل این برتری را به شکلی فریبنده به نمایش گذاشت.

تیتر اصلی هر بخش از صفحه معرفی محصول به صورت درشت این عبارت را نشان می‌داد: “دستگاه کوچک خواندن کارت بانکی با قابلیت‌هایی بزرگ”

در تمام صفحه، مانند صفحه پرسش‌های متداول، به‌شکلی منظم و شفاف به سوالات کاربران پاسخ داده می‌شد. ابهاماتی راجع به نحوه عملکرد این دستگاه در هر مرحله از تراکنش. این کار با یک صفحه خلوت، استفاده از عناوین کوتاه و به‌کارگیری تصاویر مناسب انجام پذیرفت. با نگاه به هر بخش کاملا متوجه می‌شویم که Square در این مرحله از تراکنش چگونه کار را آسان‌تر می‌کند.

مشاهده نمونه در سایت شرکت Square

  1. Rent the Runway

فروشگاه‌های اینترنتی می‌توانند کالاهای خود را به صد شکل مختلف معرفی کنند. Rent the Runway یکی از آن‌ها است. شرکتی که به‌صورت آنلاین لباس اجاره می‌دهد.

Rent the Runway یک صفحه اختصاصی برای هر یک از لباس‌ها طراحی کرده که کل اطلاعات مورد نیاز خریدار را ارائه می‌کند: تصاویر مختلف، اندازه‌گیری بدن و سایزبندی لباس، مشخصات دقیق پارچه، قیمت شفاف و انعکاس نظرات سایر خریداران. آنچه در واقع آن‌ها را متمایز می‌کند جزئیاتی است که در مورد محصول ارائه می‌کنند. مثلا بخشی برای نکات متخصصین مد و استایل در مورد این لباس و بخش دیگری برای سایز لباس و نحوه نشستن آن روی بدن پیش‌بینی شده.

این جزئیات به‌شکل دقیق و شفافی توسط متخصصین مد و مبتنی بر نظرات کاربران ارائه شده. این شرکت صرفا به بیان کلیاتی راجع به جنس و طرح لباس اکتفا نکرده. بلکه تا این حد وارد جزئیات شده که هر بخش از لباس چگونه بر روی بدن می‌نشیند. چه زیرپوش‌هایی با این لباس باید پوشیده شود و اینکه این لباس برای چه فرم بدن‌هایی مناسب‌تر است.

هدف تمام این توضیحات، ترغیب مشتری به خرید و جلب اعتماد آن‌ها نیست. بلکه برای کمک به مشتری است تا بتواند تصمیمی مطمئن‌تر بگیرد.

به فضای خلوت اطراف عکس و توضیحات محصول دقت کنید. بر اساس تحقیقات ConversionXL، وجود این فضای سفید ارزش بیشتری در ذهن کاربر ایجاد می‌کند.

Rent_the_runway

  1. Coin

Coin مثل کارت اعتباری (بانکی) عمل می‌کند ولی نسبت به آن مزایایی دارد. مثلا اطلاعات تمام کارت‌های اعتباری شما را در یک محل نگه می‌دارد. به عبارت دیگر، به‌جای اینکه کیف پول‌تان را با دو کارت اعتباری، یک کارت نقدی و یک کارت هدیه پر کنید، صرفا یک کارت Coin بر می‌دارید.

برخی از صفحات معرفی محصول، مملو از متن و توضیحات است. اما Coin بازدیدکنندگان را به‌صورت دیداری با تمام مزیت‌های استفاده از محصولش آشنا می‌کند. صفحه با یک ویدئو در بالای آن شروع می‌شود که نشان می‌دهد Coin چطور عمل می‌کند و چقدر استفاده از آن باحال است.

اما اسکرول صفحه را از دست ندهید. Coin کاربرد محصول خود همراه با مزایای آن را با یک انیمیشن جذاب نشان می‌دهد.  چه راهکار خوبی برای نمایش قابلیت‌های محصول خود برگزیده!

  1. Oreo

اگر شما هریک از تبلیغات Oreo را دیده باشید، از اینکه اسمش در این لیست می‌آید تعجب نخواهید کرد. اما گهگاه معروفیت، طراحی صفحه معرفی محصول را سخت‌تر هم می‌کند. اما Oreo چگونه توقعات بالای مشتریان از این برند را در صفحه خود پوشش داد؟

تمرکز صفحه معرفی محصول Oreo روی این است که چطور این بیسکوئیت‌های ساده و کلاسیک به مردم کمک می‌کند تخیلات‌شان را آزاد کنند، شهامت مواجهه با مسائل شگفت را پیدا کنند و نهایتا احساس شادی کنند. این‌کار با نمایش یک سری از ویدئوهای سریالی اتفاق می‌افتد که یکی پس از دیگری نمایش می‌یابد. یکی از این ویدئوها با یک ترانه شما را با برند Oreo همراه می‌کند. با پرداختن به بحث‌های گوناگون سنتی راجع به بهترین راه خوردن این بیسکوئیت‌ها. صفحه از خلاقیت و رویکردی جسورانه بهره می‌برد تا این محصول را به‌عنوان یک میان‌وعده دوست‌داشتنی معرفی کند.

Oreo یک دیزاین منحصربه‌فرد هم برای این صفحه در نظر گرفته. با اینکه بیسکوئیت‌ها تک رنگ هستند ولی صفحه، شامل ویدئوها، پس‌زمینه‌ها و آبجکت‌های گرافیکی مملو از رنگ‌های شاد و کودکانه است.

Oreo

  1. Fitbit Charge

وقتی که می‌خواستم این مقاله را بنویسم از چند نفر پرسیدم که چه صفحه معرفی محصولی را پیشنهاد می‌دهند. اکثرا بلافاصله می‌گفتند Fitbit. بعد از بررسی سایت متوجه دلیل آن‌ها شدم.

صفحه با مزیت‌های رقابتی محصول شروع شده و نه لیستی از قابلیت‌ها! این کار در قالب عکسی بزرگ در هدر سایت (Hero Image) صورت پذیرفته. در آن تصویر افرادی را می‌بینیم که کوه‌پیمایی میکنند. Fitbits به دست کرده‌اند و بزرگ نوشته شده “روزتان را پر انرژی کنید”.

وقتی صفحه را اسکرول کنید، یک روز عادی استفاده‌کننده را به تصویر کشیده. طی چهار مرحله بصری، کوتاه، مختصر و سریع نحوه کار محصول بیان شده. اطلاعات بیشتر منوط به خواست مشتری است. در یک بخش تعاملی زیر بخش”Everything you need, all in one place”  این امکان را به کاربر می‌دهد که با حرکت ماوس، ببیند که قابلیت‌های مختلف در موبایل چگونه نمایش می‌یابند. اما این صفحه علاوه بر تمام این‌ها توضیح می‌دهد که چرا این قابلیت مفید است و به درد کاربر می‌خورد.

البته Fitbit می داند که کاربران تمام این جزئیات را به خاطر نمی‌سپارند، اما مطمئن است که تمرکز کافی روی تغییری که این محصول در زندگی افراد ایجاد می‌کند گذاشته. این کار را انصافا استادانه انجام داده.

fitbit

  1. Volkswagen

خودروسازی Volkswagen، یک رویکرد تعاملی برای بازاریابی محصول خود برگزیده. به‌جای لیست کردن امکانات خودرو، شما را دعوت به فرایندی می‌کنند که خودروی دلخواه خود را بسازید! وقتی وارد این فرایند می‌شوید Volkswagen امکانات مختلفی را که می‌توانید انتخاب کنید، پررنگ می‌کند. سپس یک نمایش بصری از تفاوتی که این قابلیت در خودرو ایجاد م‌کند به شما نشان می‌دهد. پس می‌فهمید که این قابلیت چه اثری روی خودرو و قیمت آن خواهد داشت.

با اینکه من اصلا قصد خرید خودروی جدیدی نداشتم، اما برای بازی و سرگرمی هم که شده، زمان زیادی را صرف سفارشی‌سازی خودروی مورد نظرم کردم.  چه رنگی میخواهم؟ آیا یک سیستم صوتی پیشرفته خریداری کنم؟ بله درست حدس زدید. این یک راه سرگرم‌کننده برای برندهاست تا حس بد مشتری به فروشندگان را از بین ببرند. کافی است به آن‌ها اجازه دهیم خودشان مستقلا قابلیت‌های مد نظرشان را انتخاب کنند.

ضمنا با ارائه یک امکان خیلی خوب، به شما می‌گوید که نزدیک‌ترین نمایندگی‌های فروشی که خودرویی با مشخصات درخواستی شما موجود دارند کدامند؟

ضمنا توجه داشته باشید که آن‌ها صفحه عادی معرفی محصول را هم‌چنان حفظ کرده‌اند.

Volkswagen

  1. Seattle Cider

کسانی که آب‌سیب الکلی Seattle را تولید می‌کنند ادعا می‌کنند، محصول‌شان با آنچه تاکنون از این نوشیدنی تجربه کرده‌اید متفاوت است. بله همچنان این یک صفحه معرفی محصول است. اما انگار که دارید یک داستان را مطالعه می‌کنید. در ابتدا با عکس‌های با رزولوشن بالا به شما امکان انتخاب بین انواع آب‌سیب می‌دهد. وقتی با ماوس روی هر محصول حرکت می‌کنید، به شما می‌گوید که تفاوت این آب‌سیب با سایر محصولات در چیست و چه چیزی این محصول را خاص و متمایز می‌کند.

اما بخش مورد علاقه من آن چیزی است که در بخش بعدی می‌آید: نمایش تعاملی مراحل تولید آب‌سیب با حرکت ماوس کاربر از ابتدا تا انتها. این یک تجربه جذاب و شگف‌انگیز در صفحه معرفی محصول می‌باشد. چرا که صرفا محصول را معرفی نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد که محصول از کجا آمده و چطور تولید شده.

Seattle_Cider

  1. Orangina

این نوشیدنی مرکبات گازدار از سال ۱۹۳۵ تاکنون با عرضه چهار محصول شناخته شده است: آب پرتقال، پرتقال خونی، لیموشیرین و میوه‌های استوایی. پس چه چیزی صفحه معرفی محصولات Orangina را متمایز می‌کند؟

برای اولین بار گشتن در این صفحه صرفا سرگرم‌کننده به نظر می‌رسد. با حرکت ماوس روی هر محصول، یک انیمیشن اتفاق می‌افتد. مثلا پرتقال به دو نیم تقسیم می‌شود. عنوان محصول درشت شده و باکس نمایش محصول تغییر اسیز می‌دهد.

اما نکته جالب این است که برخی از باکس‌ها محصول واقعی این شرکت است. اما باکس‌های دیگر، شامل نکاتی راجع به محصول شرکت می‌باشد. این ایده خوبی است برای جاهایی که تعداد زیادی محصول برای فروش ندارید. نگران نباشید، جاهای خالی را با نکاتی راجع به محصول‌تان پر کنید.

Orangina

  1. Mango Languages

Mango Languages یک تجربه دوست‌داشتنی زبان‌آموزی به‌وجود آورده. صفحه اصلی بر اساس هریک از تیپ‌های شخصیتی خریداران (personas) شامل کتابخانه‌ها، مدارس، شرکت‌ها، سازمان‌های دولتی و افراد به بخش‌های مجزا تقسیم گشته. با کلیک روی دکمه هر بخش کاربر را به صفحه تخصصی خود هدایت می‌کند. در صفحه مقصد به شکلی شفاف و کاملا جامع مزایای روش‌های زبان‌آموزی این شرکت را برای آن تیپ مشتری بیان می‌کند.

بیایید نگاهی به مثال‌مان در زمینه راهکار آموزش زبان برای افراد (به‌صورت شخصی) بیاندازیم. مانند تمام بخش‌های دیگر وب‌سایت یک احساس مفید و دوست‌داشتنی بودن نسبت به این برند خواهید داشت. عکس ما نمی‌تواند احساسی را که سایت به شما می‌دهد، القاء کند. لطفا خود سایت را مشاهده نمایید.

اگر صفحه را اسکرول کنید می‌بینید که تمام تاکید بر مزیت رقابتی اصلی خدمات این شرکت برای اشخاص و افراد است. همه چیز صفحه در خدمت این شعارهاست: “سادگی” ، “سرگرم‌کنندگی”، “مفید بودن”. جالب است بدانید این پیام‌ها برای شرکت‌ها یا سازمان‌ها متفاوت است! این یک نمونه عالی از طراحی مبتنی بر پرسوناهای مشتریان است.

Mango

  1. Minwax

Minwax تولیدکننده محصولات مراقبت از مبلمان و کف‌پوش‌های چوبی است. این برند نه‌تنها صفحه‌ای مرتبط با محصولاتش طراحی کرده، بلکه فراتر از آن به کاربر کمک می‌کند تا به‌راحتی آنچه را به درد کارشان می‌خورد بیابند.

این کار را به کمک بخشی با نام جستجوگر محصول (Product Finder) انجام داده. این بخش مانند یک امتحان عمل می‌کند. یک سری سوال با پاسخ‌های چند گزینه‌ای از شما می‌پرسد. مثلا اینکه:

قصد مراقبت از چه چیزی را دارید؟

  • مبلمان
  • در چوبی
  • کف‌پوش
  • کابینت آشپزخانه

وقتی پاسخ سوالات را دادید، یک لیست از محصولات پیشنهادی به شما نمایش داده می‌شود. جالب‌تر اینکه همراه آن کتابچه‌ای از نکات مهم برای استفاده از این محصول متناسب با نیاز شما (مثلا برای کف‌پوش) تولید شده! البته این شرکت در اینجا هم متوقف نمی‌شود و حتی ابزارهایی که برای انجام این‌کار به آن نیاز دارید را نیز به شما معرفی می‌کند (مثلا عینک ایمنی، دستکش و کاغذ سمباده).

روح الله ربیعی